من از ترس می گریزم و مرداب های ساکت دنیا طغیان می کنند، پرنده ها ترانه می خوانند، باد می آید، غزل ها سوار بر نور یک به یک می آیند، من بیدار می نشینم...
روز باید باشد، روز

/ 1 نظر / 8 بازدید
فرزاد

بسیار زیبا و دلچسب. موفق باشی.