هزار حیف که مردگان مُردند و ندیدند این را که ما دیدیم و می بینیم!

گاهی خیالی
بر شانه ات می نشیند و بر می خیزد
بر می گردی
نگاه می کنی
در سایه های اتاق
نیست
جز سایه های اتاق

/ 2 نظر / 8 بازدید
درود

ما از حقیقت گریزانیم! دوست داشتن را بیگانه و عشق را ... آنگاه که خیال بر شانه مان می نشیند فورا بدین اندیشه می افتیم که به زیر پایش بیفکنیم و با بیرحمی لگد مالش نمائیم چون این خیال رگه هایی از حقیقت به همراه دارد و صادقانه حاضرست بر پایمان بوسه زند و انسانگونه دوستمان بدارد!