کفی خاک وطن کو تا بریزم

بفرق سر به روز بینوا ئی!

فرزاد جاسمی

 

 

افلاک نهادی و تو در کعبه ی دل،

 خرگاه زدی که من نمازت بکنم

جان و دل و هستی خود و جمله وجود،

قربان تو و نذر و نیازت بکنم

بشکسته دل خسته و خونین مرهم،

بنهاده چو کودکش پرستار شدی

صد حلقه ز مهر بگردنم افکندی،

تا سجده و هم محرم رازت بکنم

بر شانه ی خود خرمن مو افشاندی،

تا مست ز عطر بی مثالش بشوم

رقصان چو یکی ماهی چالاک  و مرا،

هوشی نه که که گوش بسازت بکنم

آهوی رمان دل چو خوش صید تو و،

اندر پی تو روان شتابان می بود

تا وقت سحر نغمه ی عشق در گوشم،

خواندی و طلب که بوس و نازت بکنم

بر دامن پر مهر و وفایت سر من،

گرفته غم زمانه ام بزدودی

یک ذره ز شهد لب و این بنده اسیر،

تا بندگی از حرص و ز آزت بکنم

بردی به اشاره های ابرو و دو چشم،

دین و دل ما بغارت ای ماه معین

کفتر بچه گان سینه را طعمه ی دام،

تا مرغ دلم اسیر بازت بکنم

***

/ 2 نظر / 3 بازدید
امید

اگه دوست داشتی بیا با هم باشیم.

اينك فلسفه

سایت Isphilosophy در طول مدت فعالیت خود کوشیده است تا در حوزه‌ی فلسفه و موضوعات مرتبط به تولید محتوایی مناسب و پر بار و نیز ایجاد فضایی جهت تبادل آراء و اندیشه‌ها مبادرت ورزد. به همین دلیل و پس از تشکیل شورای تحریریه و بر اساس تصمیمی گروهی نام «اینک فلسفه» برای آغاز دوره‌ی جدید و رویکرد تخصصی‌تر فعالیت سایت انتخاب گردید. هم‌چنین تالار گفت‌وگوی «اینک فلسفه» نیز فعالیت خود را آغاز کرده است. شما می‌توانید با مراجعه به این تالار که لینک آن در سایت وجود دارد در آن عضو شده و به تبادل آراء و اندیشه‌های خود با سایر دوستان بپردازید. هم‌اکنون این تالار یک گروه (گروه دانشجویان و دانش‌آموختگان فلسفه ایران) و 5 انجمن (آگورا، آکادمی فلسفه، فیلسوف خود باشید، فلسفه به زبان آدمیزاد و کافه فلسفه) دارد که شما نیز می‌توانید در آن‌ها حضور داشته باشید.