روزی روزگاری

گنجشکک عمر

شامگاهان به هنگام غروب  قلمم می خا ندم و صدا می زندم از جا برخیز
بنویس
ورقی از ورق زندگیت
تا تورا فرصتی و وقت و زمانی مانده است
دیدی یک باره که گنجشکک عمر
  پر  پرواز گشود
و شتابان زه سر شاخه پرید
بین سال و ما ه و روز نیک بنگر که دگر فرقی نیست
باید بنویسی
بیادت هر ورقی کرد سیاه
لحظه ها در گذارند !...........روشن __م

+   roshan-m ; ۱٠:٥٧ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۱٢/۳

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir