روزی روزگاری

چه سخت است بی پدر بودن

 


پدر رفتی ولی سخت بی کس ام ساختی

چه سخت است بی پدر بودن

چه سخت است ...
. هنوز باور نکردم و باور نخواهم کرد.کجاست عادت خاک؟ کجاست سردی‌اش که مرا نمی‌گیرد. باور دارم که هستی. هنوز منتظرم که چشمان منتظر تو را ببینم، وقتی مسافرِ خانه تو می‌شوم. سایه مانده روی دیوار اتاقت غریب است و غریبی می‌کند.

اکنون تو با مرگ رفته ای و من ای جا به این امید دم می زنم که با هر نفس گامی به تو نزدیک تر می شوم این زندگی من است

رفته ای اما آیا
باز برمی گردی ؟‌
چه تمنای محالی دارم

+   roshan-m ; ٧:٥٢ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/۱۱/٢٢

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir