روزی روزگاری

زمان بازگشت!

آنگاه که لک لک ها به پرواز در آمدند، بال و پر گشودم و با آنها همراه شدم!

لک لکِ جلو دار نبودم! اما از همه ی همراهانم بالاتر پرواز میکردم!زیرا دوست داشتم گرمای روح بخش خورشید را در لابلای پرهایم احساس کنم و عظمتش را دریابیم!

می خواستم زیبایی الهه وارم را به رُخ آفتاب بکشم! باشد که پس از میلیاردها سال به تفکرش وادارم و ذره ای از غرور چراغدان گیتی بکاهم!

با کوچ بهاری چلچله ها باز می گردم. آنگاه که آسمان با رنگین کمانی با شکوه برایم تاق نصرت بسته و تنها بوته ی گلسرخ خانه مان اولین غنچه را نثار قدم هایم می نماید!

+   roshan-m ; ۱۱:٥۸ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/۸/۱٩

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir