روزی روزگاری

 

 من از ترس می گریزم و مرداب های ساکت دنیا طغیان می کنند، پرنده ها ترانه می خوانند، باد می آید، غزل ها سوار بر نور یک به یک می آیند، من بیدار می نشینم...
روز باید باشد، روز

+   roshan-m ; ۸:٤۸ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/٧/۱٦

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir