روزی روزگاری

هزار حیف که مردگان مُردند و ندیدند این را که ما دیدیم و می بینیم!

گاهی خیالی
بر شانه ات می نشیند و بر می خیزد
بر می گردی
نگاه می کنی
در سایه های اتاق
نیست
جز سایه های اتاق

+   roshan-m ; ٩:٥٧ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/۱٠/۳٠

ترانه ی اصلی مشکوک روبخونید که اسم اصلیش شبح هست و به کلی تغییر کرده...

من به تو مشکوکم چرا انقدر سردی؟
پشت بغض تلخت چیو پنهون کردی؟

شیشه ی عطر تو افتاد و شکست
بین ما همیشه یه غریبه هست

حالا که دنیامو کردی زیرو رو
کی تو رو ازم گرفت؟!..بهم بگو

..

مثل یه سایه..مث دیوار..مث زنجیر..مث آوار
یه نفر هست!!اره انگار
یه شبح ...یه چهره ی تار

..

نمیخواد من و تو ما شیم
نمیخواد تو قصه باشیم
سر راه نشسته..یه دو راهی..که جدا شیم

..

اونکه نامه هامو دستت نرسوند
شیشه ی عطرتو انداخت و شکوند

به تو گفت سر قرار نیای

منو تا ابد توی جاده نشوند..

..

شیشه ی عطرتو افتاد و شکست

بین ما همیشه یه غریبه هست

+   roshan-m ; ٩:٥٥ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/۱٠/٢٥

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir